مديريت ريسك در طرحهاي تونلسازي
در پروژههاي كوچك و بزرگ پيچيدگيهاي فني يكي از عوامل اصلي
وجود ريسكها هستند اما در بسياري از آنها علت اصلي رشد
هزينهها و افزايش زمان تلقي نميشوند. مثالهاي مختلفي از رشد
زياد هزينهها براي پروژههاي پيچيده وجود دارد. اين نمونهها
در تمام جهان پراكنده بوده و از زمانها پيش هم وجود
داشتهاند. به عنوان مثال توسعه خط بخش
Jubilee
لندن رشد هزينهاي معادل 67 درصد به همراه داشته است؛ خطوط
مركزي بوستون تا به حال 100 درصد و تونل مانش (كانال) 80 درصد.
كارفرماها، مديريت ناقص و اشتباه را مسبب چيزي نزديك به 30 تا
50 درصد افزايش هزينهها و زمانها دانستهاند
در رابطه با علت افزايش زمان و هزينهها در يك پيمايش جهاني در
پروژههاي تونلسازي، كارفرماها، مديريت ناقص و اشتباه را مسبب
چيزي نزديك به 30 تا 50 درصد افزايش هزينهها و زمانها
دانستهاند. مثالهاي متعددي نيز از شكستهاي فني در پروژههاي
تونلسازي وجود دارد.
همانطور كه مشاهده ميشود در روشهاي سنتي 5 درصد و در
روشهاي مكانيزه 8 درصد هزينههاي طرح مربوط به ريسكهاي مرتبط
با آن ميباشد.
به هر حال هر سازه مهندسي از جمله يك سازه زيرزميني ميبايست
در وهله اول پاسخگوي اهداف و كاركردهاي تعريف شده براي آن باشد
و در مرحله بعد در دوره طراحي و ساخت داراي شرايط ايمن و
اقتصادي باشد.
در اين حالت ممكن است اجتناب از هر گونه ريسك به عنوان مهندسي
خوب و تامين كننده شرايط مطلوب ارزيابي شود. اما در اين ميان
توجه به ميزان هزينه مورد نياز اتمام يك سازه بدون ريسك نيز
ضروري است.
فرو ريختن تونل در پروژههاي متروي مونيخ (1194)، خط
سريعالسير فرودگاه هيترو در لندن (1194) تونل يوركشاير در
انگليس به ترتيب 4، 141 و 55 ميليون دلار خسارت به همراه داشته
است.
پروژههاي زيرزميني و زيرساختي عموماً پروژههاي پيچيده با
متغيرهاي زيادي از جمله شرايط متغير و نامطمئن زمين هستند.
در پيمايش ديگري كه در سال 1994 توسط گروه مشاورين پي.اي. در
بين شركتهاي انگليسي انجام شده است، يافتهها و نشانههاي
متعددي مبني بر ضرورت مديريت ريسكهاي پروژههاي تونلسازي به
دست آمده است. در اين پيمايش بيش از 40 درصد پاسخگويان
گفتهاند كه پروژههاي آنها از نظر بودجه و يا زمان از مقدار
تعيين شده تجاوز كرده است و در بيش از 60 درصد آنها مديريت
ريسك سازمان ضعيف ارزيابي شده است.
از طرف ديگر اگر نگاهي به توزيع هزينهها در پروژههاي
تونلسازي بياندازيم، خواهيم ديد كه هزينههاي مربوط به پوشش
دادن ريسكها سهم قابل توجهي در بين كل هزينههاي اجراي طرح
دارد. در روشهاي سنتي و مكانيزه تونلسازي توزيع هزينهها به
طور كلي مطابق شكل زير است.
از طرفي اجتناب از ريسك عمدتاً با نوآوري نيز در تضاد است.
بنابراين بخش مهندسي مقداري از ريسك را پذيرفته و با توجه به
آنها طراحي و اجراي سازهها را دنبال ميكند.
در مجموع امروز مديريت ريسك يك بخش مستقل در طراحي و ساخت هر
سازه زيرزميني بزرگ است. مزاياي مترتب از در نظر گرفتن اين بخش
در سيستم مديريت پروژه با مقايسه طرحهاي داراي اين بخش با
ديگر طرحها مشخص شده است. از اين روست كه در سالهاي اخير
گروههاي كاري مختلف انجمن حهاني تونل ينز به اين موضوع توجه
خاصي داشتهاند.
انواع ريسكهاي احداث فضاي زيرزميني
در بحث مديريت ريسك نكته حايز اهميت در ابتدا تعريف ريسكها و
طبقهبندي آنها ميباشد. با اين كار است كه حوزه مديريت آنها
مشخص ميشود. با توجه به گستردگي انواع ريسك بالطبع مديريت
آنها نيز بسيار متنوع خواهد بود. ريسكهاي پروژه در يك نگرش
كلان و در ارتباط با مسايلي همچون زمان و هزينه پروژه تعريف
ميشود در صورتي كه پس از تعريف و طراحي طرح و در حين اجرا
بيشتر ريسكها نيز ابزارها و روشهاي متفاوتي وجود دارد.
ريلي و براوون در سال 2004 انواع ريسكهاي مرتبط با طرحهاي
تونلسازي را اين چنين برشمردهاند.
-
ريسك آسيب يا نقصانهاي با پتانسيلي براي مرگ و جراحت پرسنل،
خطرات اقتصادي و تجهيزاتي زياد و از دست دادن اعتبار براي
افراد درگير.
-
ريسك عدم دستيابي به استانداردها و معيارهاي تعيين شده در
طراحي، عمليات، پشتيباني و كيفيت.
-
ريسكهاي يك تأخير مهم در اتمام پروژه و آغاز عمليات درآمدزايي
آن.
-
ريسكهاي افزايش جدي در هزينههاي پروژه و پشتيباني آن.
-
در برخي از منابع ديگر ريسكها را به سه دسته تقسيم كردهاند.
-
صدمه مادي به امور ساخت، ماشينآلات، دستگاهها و تجهيزات.
-
صدمه مادي به اموال اشخاص ثالث.
-
صدمه بدني به كاركنان يا اشخاص ثالث.
يوگارانپن براي مديريت ريسكهاي پروژههاي تونلسازي، از يك
طبقهبندي عمومي ريسك استفاده كرده است. وي ريسكها را به چهار
نوع: طبيعي (سيل، زلزله و ...)، خارجي (اقتصادي، سياسي و
....)، داخلي (استراتژيك، طرحريزي ضعيف و .....) و نيروي
انساني (تصادفات منجر به آسيب و ....) تقسيم كرده است.
واگنر در تقسيم بندي خود چهارنوع ريسك را براي پروژه هاي
تونلسازي شناسايي ميكند كه عبارتند از:
-
ريسكهاي ساخت و طراحي
-
ريسكهاي درآمد و تقاضا
-
ريسكهاي عمليات و نگهداري
-
ديگر ريسكها (مانند: تغييرات در قانون، ماليات و .....)
دودك نيز تقسيمبندي زير را براي ريسك پروژههاي فضاهاي
زيرزميني ارايه كرده است. بخشهاي اين تقسيمبندي عبارت است
از: سازهاي، قراردادي و عملكردي. اين تقسيمبندي تا حدود
زيادي براساس زمان و دوره عمر يك سازه زيرزميني ميباشد.
ريسكهاي عملكردي به زمان بهره برداري از يك سازه زيرزميني
مربوط بوده و شكستهايي كه به هدف ساخت سازه زيرزميني وابسته
است را در برميگيرد.
در ميان اين سه نوع ريسك، نوع سازهاي با توجه به دوره زماني
مربوط به خود، ببشتر به مسايل مهندسي مربوط ميباشد. اين
شكستها ممكن است در حين حفاري يك سازه زيرزميني و يا بعد از
آن اتفاق بيافتد. اين شكستها در صورتي كه بعد از اتمام دوره
ساخت قرارداداي رخ دهند، به عهده كارفرما خواهد بود. مثالهايي
از شكستهاي ممكن تا اتمام احداث سازه در زير آمده است.
-
خوردگي پوشش بتني يا فساد تدريجي پيچ سنگها در اثر مرور زمان
(دوام ناكافي)
-
سقوط بلوكهاي سنگي يا ريزشهاي موضعي در اثر ناپايداري توده
سنگ
-
خطرات منجر به آماس سنگ
-
شكست آب بندها
-
تغيير شكلهاي خزنده بزرگ، در سنگ نمك يا نشستهاي تابع زمان
-
ناپايداري تابع زمان پايه هاي سنگي بين مغارها
ريسكهاي وقوع اين موارد به كارفرما و پيمانكار باز ميگردد.
موضوع اصلي تقسيم ريسك بين كارفرما و پيمانكار نيز اين گونه
ريسكها هستند.
راهنماي مديريت ريسك انجمن جهاني تونل نيز انواع ريسك را
براساس فازهاي پيشرفت يك پروژه تعريف كرده و مديريت تمامي
ريسكهاي پروژه را مد نظر قرار داده است. در اين راهنما تاكيد
عمده بر روي حوزه مديريت ريسكهاست. به اين معني كه در هر
مرحله كدام يك از نهادهاي درگير در پروژه (كارفرما يا
پيمانكار) مسوول مديريت ريسكها ميباشند.
همان طور كه از تقسيمبنديهاي فوق مشخص است دو نوع نگرش در
اين تقسيمبنديها وجود دارد. در نگرش اول تمامي ريسكهاي
پروژه مدنظر قرار ميگيرد. در اين نوع طبقهبنديها بايستي
تمامي انواع ريسك با ميزان تاثيرگذاري آنها بر وپژگيهاي
پروژه شامل: هزينه، زمان و اهداف سنجيده شوند. البته لازم به
ذكر است هنگامي كه بررسي ريسكهاي يك پروژه به صورت كلان مدنظر
است مي توان از تقسيمبنديهاي عمومي همچون طبقه بندي
انيستيتوي مديريت پروژه- ارايه شده در بخش نهم بدنه دانش
مديريت پروژه
(PMBOK)
– استفاده كرد.
در نگاه ديگر ريسكهاي بيمهپذير يا به عبارت ديگر ريسكهاي
عملياتي مدنظر قرار دارند. در اين نوع طبقهبندي پتانسيلهاي
شكست منجر به خسارتهاي مالي، نيروي انساني و مسووليت را
ميتوان طبقهبندي نمود.
اين نوع از ريسكها به عنوان يكي از زير شاخهاي ريسكهاي
پروژه مطرح ميشوند. به طوري كه در طبقهبندي دودك بيشتر اين
ريسكها در بخش ريسكهاي سازهاي مورد توجه قرار گرفتهاند.
در هر حال با توجه به گستردگي دامنه ريسكهاي مربوط به يك
پروژه ميبايست پيش از تعريف پروژه و آغاز آن و پيگيري هر گونه
مديريت ريسك در ابتدا منظور از ريسك را به روشني مشخص نمود.